لاتيني به عربي ناشناسي معرفي شده‌. زمان اين تأليف دومي نامحقق است‌، ولي اگر آن را در نيمهٴ دوم سدهٴ يازدهم قرار دهيم چندان راه خطا نپيموده‌ايم‌.
تنها زبان‌شناس عربي مشرق خطيب بغدادي بود كه براي تعيين املاي درست اسامي‌ زحمات زيادي كشيد.
واژه‌نامهٴ فارسي بزرگي به وسيلهٴ اسدي تأليف شد. توجه به اين نكته خالي از فايده نيست كه‌ اين اثر كه براي تحقيق در واژه‌نويسي فارسي بي‌نهايت اساسي است به وسيلهٴ خواهرزادهٴ فردوسي تأليف شده‌، يعني كسي كه يكي از اركان عظيم ادب فارسي را خلق كرد. دو شخصيت بزرگ چيني در اين عصر در ترويج زبان‌شناسي و تعليم و تربيت چين سهم‌ خود را ادا كردند. سسو- ما كوانگ واژه‌نامه‌اي تأليف كرد حاوي تعداد زيادي از واژه‌ها برحسب‌ ريشهٴ آنها. وانگ آن - شيه سعي باطلي كرد براي اصلاح شيوه‌هاي آموزشي كشورش‌. او انقلابي‌تر از آن بود كه مورد توجه قرار گيرد. اگر او را به درستي شناخته باشم‌، مهم‌ترين اقدامش در زمينهٴ زبان‌شناسي‌، يك اقدام بسيار مهم‌، سعي در راه قرار دادن زبان‌شناسي در موضع حقيقي خودش‌ بوده‌، يعني در مقام كنيز تعليم و تربيت‌، نه بانوي آن‌.
ايگوا مونوگاتاري قديم‌ترين اثر تاريخي نوشته شده به زبان ژاپني است‌. آثار قبلي تاريخ ژاپن‌ به چيني نوشته شده بود، و زبان ژاپني براي چنين منظوري عاميانه تلقي مي‌شد. اين ثابت‌ مي‌كند كه زبان ژاپني تدريجاً مقام خود را به دست آورده‌.

11. ملاحظات نهايي‌. خصيصهٴ اساسي اين عصر اين است كه آغاز زوال نسبي دست‌آوردهاي‌ مسلمين به شمار مي‌رود، زوالي كه تا حدود زيادي بر اثر افزايش مساعي ملل ديگر -- مسيحيان‌، يهوديان‌، هنديان‌، چينيان و ژاپنيان -- جبران مي‌شود. اين امر را مي‌توان به اختصار نشان داد. رستاخير قلمرو مسيحيت غربي بر اثر فعاليت تعدادي افراد مشخص مي‌شود، كه برخي بسيار برجسته بودند. ايتاليا قديس آنسلم را عرضه كرد، كه در عين حال هم در فرانسه و هم در انگليس‌ از موجبات اشتهار نورماندي شد. قسطنطين متولد آفريقا بود (در كارتاژ زاده شد)، ولي در ايتاليا برآمد؛ هم‌چنين بودند يوآنز آفلاسيوس‌، يوآنز پلاتياريوس كهتر، و پاپياس لومباردي‌. هونوريوس معتكف احتمالاً انگليسي بود. تعدادي از مردان برجسته هم فرانسوي بودند -- روسلن كمپيني‌، ژرلن بزانسوني‌، ماربود آنژري‌، اودوي موني‌، كه بايد فرانكوي ليژي را هم بدانان‌ افزود. تعداد آلماني‌هاي ممتاز بيشتر بود هرمان ريشناوي‌، ويليام هيرساوي‌، فروتولف بامبرگي‌، تيوفيلوس‌، آدام برمني‌، لامبرت هرسفلدي‌، و بايد ماريانوس اسكوتوس ايرلندي را هم بدينان‌ اضافه كنيم‌، كه عمرش را در آلمان گذراند.
افزايش فعاليت در قلمرو مسيحيت يوناني به همان اندازه چشم‌گير بود. كافي است يادي‌ كنيم از نام پسلوس‌، تيوفولاكتوس‌، سوميون شيث‌، كسيفيلينوس‌، اسكوليتزس‌، و آتالياتس‌.